یادگار یک معلم شهید

یادگار یک معلم شهید
  قهرمان؛ واژه‌ای که اگر بخواهی معنایش را پیدا کنی، لازم نیست در کتاب‌ها دنبالش بگردی. قهرمان را باید در دل زندگی جست‌وجو کرد و شناخت. قهرمان را با اسمش نمی‌شناسند؛ با ویژگی‌هایش می‌شناسند. قهرمانی که من می‌شناسم، ویژگی‌های بسیاری داشت. پناه بود   هرگاه از همه دنیا و آدم‌هایش خسته می‌شدم و دیگر نمی‌توانستم نفس بکشم و به قول معروف کارد به استخوانم می‌رسید، تنها یک اتاق بود که …
ادامه مطلب

میان گل‌ها و هرگز

میان گل‌ها و هرگز
  گذر از خاطرات با تو غم شیرینی دارد،که من با تو هرچند کوتاه چیز ها تجربه کردم . شیرین است چون تو در آنی و غم انگیز است چون تو دیگر نیستی …. اما این گل که من را به خاطره ای از تو برد ... پارسال جشن نیمه شعبان رو یادت می آید؟ پیگیر کار های گیفت ها و دکور بودم و جواب نمیدادی و بعد چند روز …
ادامه مطلب

وقتی نبودن، شکل دیگری از بودن است

وقتی نبودن، شکل دیگری از بودن است
  به یاد معلمی که نبودنش هم حضور است. آسمان آبی است و خورشید همچون همیشه می‌تابد. هوا دلپذیر است و درختان سرزنده‌اند؛ اما در صدای گنجشکان چیزی عادی نیست. گویی می‌خواهند پیامی را فریاد کنند، اما توان گفتنش را ندارند. بی‌قرار شاخه‌ها را عوض می‌کنند و مدام نامی را زیر لب می‌خوانند؛ نامی که برای من از هر صدایی آشناتر است.  با خود می‌اندیشم: نکند روز تولدتان نیز همین‌قدر …
ادامه مطلب

در امتداد رد گام‌های تو

در امتداد رد گام‌های تو
    دوباره باران آمد... و باران چه حرف‌هایی برای گفتن دارد و من در مقابل قطرات لجوجانه‌اش چقدر لال به‌نظر می‌رسم. یادم است روزگارانی دور، قلبم را میان ابر ها جا گذاشتم، تا هر موقع باران ببارد به یاد بیاورم بخشی از من هنوز هم زنده است!  امشب که این باران بر آجر ها و آوارها و بوی باروت می‌دود و می‌روید و می‌پیچد، من بیش از پیش دلتنگ …
ادامه مطلب

روضه‌ای میان دیوار های مدرسه

روضه‌ای میان دیوار های مدرسه
  دو ماه از آن روزهای سربی و سنگین گذشت؛ دو ماهی که هر ثانیه‌اش با تپش‌های مضطربِ عقربه‌های زمان، در میان هراس و اندوه و خون منجمد شده بود. روزهایی که خورشیدش در غبارِ بمباران گم می‌شد و شب‌هایش با طعم تلخ بی‌خبری به سحر می‌رسید. اکنون، پس از گذر از آن طوفان‌های بی‌امان، قدم به حیاط مدرسه‌ای گذاشتیم که دیگر آن مدرسه‌ی زنده و پرشورِ سابق نبود. گویی …
ادامه مطلب

تو رفتی، ما ادامه‌ی تواییم

تو رفتی، ما ادامه‌ی تواییم
به یاد زنی که داستانش بخشی از مسیر زندگی ماست. ما دختران توایم؛ دخترانی که هرکدام در گوشه‌ای، هنوز با شنیدن نامت مکث می‌کنیم، نفس می‌گیریم و دلمان می‌لرزد. روزهایی بود که حرف‌هایمان پراکنده بود؛ هرکسی جمله‌ای نوشته بود، کسی از لبخندت، کسی از نگاهت، یکی از نگرانی‌های مادرانه‌ات و دیگری از دست‌هایی گفت که هر جا می‌رفتی بی‌صدا امید می‌بخشید. اما وقتی این نوشته‌های کوچک را کنار هم گذاشتیم، …
ادامه مطلب

چای تلخی که به لب نرسید

چای تلخی که به لب نرسید
دیروز تمام مدت نگاهم به در بود. یاد تو مثل پروانه‌ای شده بود که دور شمع دلِ سوخته‌ام می‌چرخید. گوشه‌ای از مراسم یادبودت ایستاده بودم؛ به چشمِ مهمانانت نگاه می‌کردم و اشک‌هایم آرام‌آرام روی گونه‌هایم جاری می‌شد. از کوچک و بزرگ، همه آمده بودند و برای تو قرآن می‌خواندند. سرخیِ قاب «معلم شهید» خونم را به جوش می‌آورد و تپش قلبِ منتظرم تندتر می‌شد. چشمم به گل‌های مریم کنار قاب …
ادامه مطلب

خوش آمدی ای پناه جهان

خوش آمدی ای پناه جهان
  «کنارِ پنجره‌فولادت، ای امید و قرار،   تمامِ بغض‌های گلویم چه خوب مأوا داشت،   به استعاره بگویم که میهمانِ توأم،   و میزبانیت انگار یک جهان تماشا داشت.   شاعر: معلم شهیدم، شهیده زهرا حدادعادل» ایران قطعاً در پناه امام رضاست و من نسبت به این حقیقت مطمئنم.   از همان لحظات آغازین جنگ... از همان لحظات نخست دلتنگی یک ملت برای رهبر شهید... از همان ثانیه‌هایی که …
ادامه مطلب

مهمان پرچم، میزبان اشک

مهمان پرچم، میزبان اشک
    پارسال همین روزها بود که خانم حداد به ما بچه‌های پرتو گفته بود یک روز در دههٔ کرامت، پرچم امام رضا قرار است مهمانِ مدرسه شود؛ و چقدر برای آن روز ذوق داشتیم... روزی که قرار بود پرچم را بیاورند، بچه‌ها را در کریدور جمع کردیم و منتظر ماندیم. آن‌قدر ورود خادمان حرم با پرچم، ناگهانی و زیبا بود که حتی من هم ـ که خبر داشتم ـ …
ادامه مطلب

امداد غیبی یا خطای محاسباتی؟

امداد غیبی یا خطای محاسباتی؟
    طبس، اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۹؛ طوفان شنی ناگهانی و حادثه‌ای کم‌سابقه، که بعدها بر آن نام «امداد غیبی» گذاشتند؛ رخدادی در دل یک عملیات کاملاً محرمانه از سوی دشمن، عملیاتی که قرار بود بی‌صدا آغاز شود و بی‌صدا به نتیجه برسد، بدون آن‌که حتی ردی از خود به جا بگذارد. سال‌ها روایت این ماجرا را شنیده‌ایم؛ روایتی که برای بسیاری شبیه افسانه‌ای دور می‌نمود و بیش از آن‌که واقعیتی تاریخی …
ادامه مطلب