خوش آمدی ای پناه جهان

خوش آمدی ای پناه جهان
  «کنارِ پنجره‌فولادت، ای امید و قرار،   تمامِ بغض‌های گلویم چه خوب مأوا داشت،   به استعاره بگویم که میهمانِ توأم،   و میزبانیت انگار یک جهان تماشا داشت.   شاعر: معلم شهیدم، شهیده زهرا حدادعادل» ایران قطعاً در پناه امام رضاست و من نسبت به این حقیقت مطمئنم.   از همان لحظات آغازین جنگ... از همان لحظات نخست دلتنگی یک ملت برای رهبر شهید... از همان ثانیه‌هایی که …
ادامه مطلب

مهمان پرچم، میزبان اشک

مهمان پرچم، میزبان اشک
    پارسال همین روزها بود که خانم حداد به ما بچه‌های پرتو گفته بود یک روز در دههٔ کرامت، پرچم امام رضا قرار است مهمانِ مدرسه شود؛ و چقدر برای آن روز ذوق داشتیم... روزی که قرار بود پرچم را بیاورند، بچه‌ها را در کریدور جمع کردیم و منتظر ماندیم. آن‌قدر ورود خادمان حرم با پرچم، ناگهانی و زیبا بود که حتی من هم ـ که خبر داشتم ـ …
ادامه مطلب

تو آمدی که امامت کنی پری‌ها را

تو آمدی که امامت کنی پری‌ها را
    یك ذی‌القعده، تن نحیفت را پارچه‌ای تمیز در آغوش گرفته بود. عطر گل محمدی بر خانه موسی بن جعفر دامن پهن کرده و صدای اهلا و سهلا گفتن ملائک به گوش میرسید. نسیم به شوق شانه کشیدن مویت‌ می‌وزید. پدر با نگاهش به صورتت بوسه میزد. شاپرکِ باغ موسی‌ بن جعفر، بهترین دختر دنیا خوش آمدی!  مانند پروانه روی دست‌های برادرها دست به دست می‌شوی. جبرائیل و میکائیل هم صف کشیده‌اند …
ادامه مطلب