خوش آمدی ای پناه جهان

 

«کنارِ پنجره‌فولادت، ای امید و قرار،  
تمامِ بغض‌های گلویم چه خوب مأوا داشت،  
به استعاره بگویم که میهمانِ توأم،  
و میزبانیت انگار یک جهان تماشا داشت.  
شاعر: معلم شهیدم، شهیده زهرا حدادعادل»

ایران قطعاً در پناه امام رضاست و من نسبت به این حقیقت مطمئنم.  
از همان لحظات آغازین جنگ... از همان لحظات نخست دلتنگی یک ملت برای رهبر شهید... از همان ثانیه‌هایی که در شب قدر، انتخاب صالح بعدی دل‌ها را آرام کرد... از همان لحظات سقوط F-35های آمریکایی... از لحظه‌های تکرار طبس...  
اصلاً چرا از همان جنگ؟  
من از بدو تولدم به جملهٔ رهبر شهیدمان که گفته بود: «ایران، ایرانِ امام رضاست» اطمینان پیدا کردم.  
اصلاً ایران از همان لحظه‌ای که قدم بر این خاک گذاشت، در پناه او بود.

من مطمئنم که تنها پناه دل‌شکسته‌های این سرزمین، صحن آزادی است؛ جایی که دل‌ها آزادِ آزاد می‌شوند...  
اصلاً پناه تمام خسته‌های این خاک، کنج خلوت صحن گوهرشاد است؛ آنجا که می‌نشینند و دل را پیش آقای مهربانی‌ها سبک می‌کنند...  
اصلاً شفای بیماران این سرزمین در آب سقاخانه است... در دخیل‌بستن به پنجره‌فولاد و امید بستن به ثامن‌الحجج...  
اصلاً این آقا پناه حقیقی خستگان عالم است؛ چه آنان که از دور ضریح را نگاه می‌کنند، چه آنان که از نزدیک آن را در آغوش می‌کشند و دلِ آرامشان با انیس‌النفوس گره می‌خورد...

اصلاً تمام کربلا‌دیده‌ها و کربلا‌ندیده‌ها از همین آقا طلب کربلا می‌کنند و از همین مشهد به باب‌القبله پرواز می‌کنند...  
اصلاً همه دلتنگان عالم سفره دلشان را نزد غریب‌الغربا باز می‌کنند و دلتنگی‌شان را روبه‌روی گنبد طلا در صحن انقلاب جا می‌گذارند...  
اصلاً همهٔ شرمندگان عالم خود را به دستان ضامن‌آهو می‌سپارند تا او، ضامن‌شان نزد خدا باشد...

و امروز، دهم ذی‌القعده، روز ولادت امامی است که آمد تا پناه تمام دل‌شکستگان باشد.  
خوش آمدی به زمین، ای امام رئوف...

۴
از ۵
۵ مشارکت کننده