از دلتنگی تا همسایگی

از دلتنگی تا همسایگی
وقتی با خواندن خبر متوجه شدم محل تدفین شما کنار سلطان خراسان است، با خودم گفتم: «چه سعادتی!» خانم حداد از دنیا چیزی بیشتر از این نمی‌خواست. در آن لحظه هم در خود فرو ریختم و هم برای شما خوشحال شدم. در خود فرو ریختم و قلبم، مثل آجرهای خانه‌ی ساده‌ی شما پس از اصابت موشک، تکه‌تکه شد؛ چرا که نمی‌خواستم بپذیرم آغوشی که حسش کرده بودم، حالا قرار است …
ادامه مطلب

سلامی از وادی نور به معلم پرکشیده‌‌‌‌ام

سلامی از وادی نور به معلم پرکشیده‌‌‌‌ام
آیا می‌دانید از کدامین وادیِ نور برایتان می‌نویسم؟ از سرزمینی که آسمانش به سجده افتاده و زمینش بوسه‌گاه فرشتگان است؛ جایی که خورشید تابشی شرمگینانه دارد و ماه، چون مادری نگران، بر گهواره‌ی دلتنگیِ زمین می‌تابد. از کربلای معلی برایتان می‌نویسم، ای معلمِ به افلاک پیوسته!  نمی‌دانم از کجا آغاز کنم؛ از دلم که در اولین لحظه‌ی ورود به نینوا لرزید، یا از حضورِ شما که انگار حتی اینجا هم …
ادامه مطلب

از طبس تا امروز، نشانه‌ها خاموش نمی‌شوند

از طبس تا امروز، نشانه‌ها خاموش نمی‌شوند
  سفیدی ماسک‌ها همه‌جا را پر کرده بود و بوی الکل، جای عطر همیشگی حرم را گرفته بود. کرونا حتی در تار و پود حرم هم رخنه کرده بود؛ اما گنبد طلاییِ ضامن آهو مثل همیشه، در گرگ‌ومیش غروب برق می‌زد و اشک را مهمان گوشه‌ی چشمان زائران می‌کرد. حسین توی کالسکه، یک‌وری کج شده و چشم‌هایش را بسته بود و بقیه‌ی بچه‌ها از خستگیِ چند ساعت زیارت تلو‌تلو می‌خوردند؛ …
ادامه مطلب

در میانه‌ی طوفان، صخره‌ها استوارتر از همیشه ایستاده‌اند

در میانه‌ی طوفان، صخره‌ها استوارتر از همیشه ایستاده‌اند
  در میانه‌ی طوفان، صخره‌ها استوارتر از همیشه ایستاده‌اند «زمانه، همواره با آزمون‌های سخت، جوهره‌ی جان‌ها را می‌آزماید؛ تا مشخص شود کدام روح در برابر طوفان‌ها نه خم می‌شود و نه می‌لرزد. امروز، در روزی که محاصره‌ی دریایی همچون سایه‌ای سنگین بر پهنه‌ی آب‌ها چیره گشته، و یادِ یاران جان‌فشانی چون خانم حداد و رهبر عزیزمان، در عمق قلب ما رنجی شیرین و سنگین بر جای گذاشته است، باید بدانیم …
ادامه مطلب

وقار یک دختر، یادگار یک مادر آسمانی

وقار یک دختر، یادگار یک مادر آسمانی
    تقدیم به همکلاس عزیزم فاطمه‌سادات روز دختر فقط یک جشن نیست؛ فرصتی است برای دیدن زیبایی‌هایی که در وجود دختران این سرزمین ریشه دارد؛ زیبایی‌هایی از جنس امید، مهربانی، استقامت و نجابت. در میان همه این دختران، بعضی چهره‌ها درخشش دیگری دارند؛ درخششی که با نور عشق و فداکاری خانواده‌شان گره خورده است. امروز می‌خواهم تبریک صمیمانه روز دختر را تقدیم کنم به دوستی عزیز؛ دختری نجیب و مهربان که …
ادامه مطلب

آغوشی که جاماند، دلی که شکست....

آغوشی که جاماند، دلی که شکست....
    آغوشی که جا ماند، دلی که شکست...   دیگر نبودنِ بعضی آدم‌ها را نمی‌توان باور کرد؛ آن‌قدر در دل و جانت ریشه دوانده‌اند که نبودشان مثلِ قطع شدنِ نفس است. بامدادِ ۲۹ فروردین بود؛ حوالی نیمه‌شب، وقتی ستاره‌ها در آسمان خاموشِ شهر، گویی برای دلِ من اشک می‌ریختند. پاهایم بی‌اختیار مرا کشاند تا کنارِ مقتلِ آقا و خانم حداد بایستم. نمی‌دانستم باید بگویم «خیلی دلتنگت هستم» یا باید …
ادامه مطلب

از دل آوار تا روشنایی بازگشت به زندگی

از دل آوار تا روشنایی بازگشت به زندگی
    روایت زندگی و ایستادگی سرکار خانم ملکی در روزهایی که شهر با تنش و ناامنی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، حادثه‌ای ناگهانی رستوران اکبرجوجه در خیابان رجایی را در هم فرو ریخت؛ اما درست در میانه این ویرانی، زنی ایستاد که باور داشت می‌توان از دل خاکستر، دوباره چراغ زندگی را روشن کرد. سرکار خانم ملکی، ۴۲ ساله، کارآفرین و حامی شش خانم سرپرست خانوار است؛ زنی که توانست با …
ادامه مطلب

مرثیه‌ای برای یک حضور بی‌کران، در روز چهلم خورشید

مرثیه‌ای برای یک حضور بی‌کران، در روز چهلم خورشید
    مرثیه‌ای برای یک حضورِ بی‌کران؛ در روزِ چهلمِ خورشید امروز، زمین از سنگینیِ این همه عشق، لرزید. امروز، آسمان هم با شکوهِ این سوگ، در سکوتی سنگین و پر از اشک فرو رفت. امروز، آنچه در میدان‌ها و کوچه‌ها جاری بود، تنها یک «مراسم» نبود؛ امروز، تبلورِ یک تاریخ بود؛ تبلورِ پیوندی که مرگ نتوانست آن را گسسته و زمان نتوانست آن را کمرنگ کند. ببین...  از دوردست‌ها، …
ادامه مطلب

آنها که نامی ندارند، اما شهر به نام آنها نفس می‌کشد

آنها که نامی ندارند، اما شهر به نام آنها نفس می‌کشد
    از درِ سینما که بیرون می‌آییم، پرتوهای کم‌رمقِ خورشیدِ غروب از لابه‌لای شیشه‌ها و ساختمان‌های بلند شهر سرک می‌کشند. رنگ نارنجی‌شان نرم و ملایم شده، انگار آفتاب هم پس از یک روز طولانی خسته است. با این حال هنوز آن‌قدر جان دارد که از میان خیابان عبور کند، روی آسفالت بنشیند و لحظه‌ای چشم را بزند...بعد از آن‌همه صدای انفجار و آژیر و پدافندی که در دل فیلم …
ادامه مطلب