ادامه مطلب
اولین دیدار

امروز مراسم وداع بود؛ اما من نه به آخرین دیدار رفتم و نه با آقا خداحافظی کردم. امروز، اولین دیدار من با آقا بود و من با شوق و اشکِ گرم به ایشان سلام کردم. وقتی قدم برمیداشتم تا برسم، یکباره صدای آقا در تمام مسیر پخش شد. ناگهان یتیمانِ کمرشکسته، یا بهتر است بگویم یتیمانِ مقتدرِ علی، همگی سر چرخاندند به سوی مصلی؛ انگار همه، مثل من، فکر کردند …

