ادامه مطلب
آنها که نامی ندارند، اما شهر به نام آنها نفس میکشد

از درِ سینما که بیرون میآییم، پرتوهای کمرمقِ خورشیدِ غروب از لابهلای شیشهها و ساختمانهای بلند شهر سرک میکشند. رنگ نارنجیشان نرم و ملایم شده، انگار آفتاب هم پس از یک روز طولانی خسته است. با این حال هنوز آنقدر جان دارد که از میان خیابان عبور کند، روی آسفالت بنشیند و لحظهای چشم را بزند...بعد از آنهمه صدای انفجار و آژیر و پدافندی که در دل فیلم …
