برسان سلام ما را

برسان سلام ما را
تا به‌حال آن حسِ بین خواب و بیداری را تجربه کرده‌اید؟ همان‌جا که هم می‌دانیم همه‌چیز واقعی است و کاملاً هوشیاریم، و هم شرایط آن‌قدر غیرقابل‌باور است که ذهنمان حقیقت را پس می‌زند و میان پذیرفتن و نپذیرفتنش دست‌وپا می‌زند. هر از گاهی به خودمان می‌آییم؛ انگار شخص دیگری را تماشا می‌کنیم که وسط آن شرایط نشسته است و ما هنوز به وضعیت قبلی‌مان چنگ می‌زنیم. وقتی از پله‌های دبیرستان …
ادامه مطلب

نامی که بر تمام شکسته‌های دلم نوشته شد

نامی که بر تمام شکسته‌های دلم نوشته شد
در نخستین مواجهه‌ام با فرهنگ، کمی برای آمدن تردید داشتم. وقتی فضای ساده، کوچک اما دلبازش را دیدم، جا خوردم. تصور می‌کردم مدرسه عروس آقا باید تجملاتی و پر از خدم و حشم باشد؛ اما آنچه دیدم، سادگی دلنشینی بود که بعدها فهمیدم شبیه صاحب همان خانه است. آن روز گذشت و چندی بعد، پس از تماس قبولی، قرار شد برای مصاحبه به مدرسه بروم. دمِ در که رسیدم، باز هم …
ادامه مطلب