ادامه مطلب
بر شانههای اندوه، زیر پرچم ایران

در این روز تلخ، هنگامی که آسمانِ مصلّا رنگِ خاکستر و غبارِ اندوه به خود گرفته بود، من در میان آن جمعیتِ بیشمارِ سیاهپوش، با پرچمهای خونخواهی، ایستاده بودم؛ نه بهعنوان یک ناظر و تماشاگر، بلکه بهمثابه قطرهای از این دریا، و بهعنوان منتظری که چشمبهراهِ پیکری بود؛ پیکری از نور. در میان آن هیاهوی گریه و زاری، اشک و هقهق، دلشورگی و سراسیمگی، درست در همان لحظهای که قلبم …

