اهالی تنگسیر

 اهالی تنگسیر
  (با نگاهی به داستان «تنگسیر» از صادق چوبک) داستان جنوب، داستان مقاومت است؛ مقاومتی که از زمان احمدشاه قاجار با زائر محمد آغاز می‌شود و تا امروز ادامه دارد. اگر بخواهم او را توصیف کنم، باید این‌گونه بنویسم: زائر محمد، جوانمردی صاف و ساده و اهل تنگسیر بود که برای مردمان آن دیار به قهرمانی ماندگار تبدیل شد. همان‌گونه که خود می‌خواست، امروز اهالی تنگسیر برای فرزندانشان این‌گونه از …
ادامه مطلب

سلام فرمانده

سلام فرمانده
  ساعت دوازدهِ نیمه‌شبِ شنبه، پنجم اردیبهشت بود. در خیابان‌های کاشونک دور می‌زدیم. همه‌جا آرام گرفته بود. چشمم به کنار خیابان افتاد. دلم لرزید. بغض گلویم را فشرد. گفتم: «بابا، کاش آرام رفته بودی، عکس می‌گرفتم ازشان.» پدرم که همیشه پای کار است، دنده‌عقب گرفت. مادر و دختری روی جدول نشسته بودند و در لیوان‌های کاغذی چای می‌خوردند. شیشه ماشین را پایین آوردم: «سلام، خدا قوت. اجازه هست عکس بگیرم؟» لیوان …
ادامه مطلب

تاریخ تکرار می‌شود

تاریخ تکرار می‌شود
داستان از یک خبر و شایعه نادرست و یک کشته سازی و تحریک افکار عمومی درباره شکنجه کودکانی که بر دیوار مدرسه شعارهایی علیه حکومت نوشته بودند، شروع شد. خبری که در راست و دروغ بودنش شک و شبه‌هایی وجود داشت، و تبدیل به همان دروغ بزرگی شد که هر چقدر بزرگ‌تر باشد باورش راحت‌تر است...  رسانه کارش را خوب انجام داد و همان جرقه‌ای برای مردم ناآگاه خسته از …
ادامه مطلب