عجب آمدید...

عجب آمدید...
می‌نویسم: «جریان چیه؟» جواب می‌دهد: «به ما هم نمی‌گن، ولی انگار برنامه‌ی خیلی خاصیه. خیلی تأکید کردن همه بیایم. تو هم بیا حتما؛ بیا مدرسه، با هم از اینجا می‌ریم.» جوابش را که خواندم، دلم بی‌هوا پیچید و حالم طوفانی شد؛ معده‌ام به هم ریخت و پشت‌بندش، کم‌کم سرم هم سنگین شد. دریغ از یک صفحه مطالعه‌ی درست‌وحسابی و با تمرکز میان آن شرایط. حالی‌ام نبود چه می‌خوانم و هزار …
ادامه مطلب