معلمی که رفت، اما ماند

معلمی که رفت، اما ماند
      در دوران غیبتت بعد از جنگ ۱۲ روزه هرشب خواب شهادتَت را می‌دیدم؛ چشم‌‌هایم را که باز می‌کردم چند قطره ای اشک جاری می‌شد؛ تا دقیقه ها روی تخت می‌ماندم و به سقف خیره می‌شدم؛ بعد از بلند شدن از روی تخت هم تا ساعت ها ناراحت و در خودم بودم  بی‌قرار روزی می‌شدم که نکند نباشی. بعد از شهادتت خواب می‌دیدم زنده ای. در بستر بیماری …
ادامه مطلب