ای پدر ایران، بشنو

ای پدر ایران، بشنو
 این هم آخرین دیدار... بعضی صحنه‌ها در ذهن انسان حک می‌شوند؛ مثل آخرین چهارشنبه‌ای که خانم حداد را دیدم، مثل آخرین باری که دمِ درِ مدرسه ایستاده بودم و با فاطمه‌سادات خداحافظی کردم؛ که اگر می‌دانستم قرار است بیشتر از چهار ماه او را نبینم، می‌رفتم و او را در آغوش می‌گرفتم و او هم با همان شور و شادی همیشگی با من خداحافظی می‌کرد. مثل وقتی که تابوتی با …
ادامه مطلب