
هر سال، با نزدیک شدن به آخرین روزهای اکتبر، خیابانهای بسیاری از کشورهای غربی رنگوبوی دیگری به خود میگیرند. کدوهای نارنجی با لبخندهای ترسناک، خانههای پوشیده از تار عنکبوتهای مصنوعی، لباسهای مرموز و نورهای کمسو، نوید شبی متفاوت را میدهند. هالووین برای بسیاری از مردم غرب، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه خاطرهای قدیمی، سنتی خانوادگی و بخشی از فرهنگی است که از کودکی با آن بزرگ شدهاند.
اما در سوی دیگر جهان، در ایران، این جشن داستان متفاوتی دارد. جشنی که نه ریشهای عمیق در سنتهای ایرانی دارد و نه خاطرات چندین نسل را با خود حمل میکند، بااینحال هر سال نام و تصویرش بیش از گذشته به چشم میخورد. از مهمانیهای هالووینی و لباسهای خاص گرفته تا آرایشهای متفاوت و تزئین کافهها و فروشگاهها، گویی بخشی از جامعه مشتاق است برای چند ساعت هم که شده، خود را در فضای فرهنگی دیگری قرار دهد.
اما مسئله فقط برگزاری یک جشن نیست؛ مسئله، تفاوت دغدغههاست. در روزهایی که جهان غرب درگیر مسائل سیاسی، انتخابات آمریکا، تحولات اسرائیل و تصمیمهایی است که میتوانند بر آینده ملتها تأثیر بگذارند، در گوشهای از جامعه ما، بخشی از توجهها به انتخاب گریم هالووین، خرید لباسهای خاص و آماده شدن برای یک شب متفاوت معطوف شده است. البته سرگرمی و شادی حق طبیعی هر انسانی است، اما شاید بد نباشد از خودمان بپرسیم چرا گاهی مسائل ظاهری تا این اندازه در مرکز توجه قرار میگیرند و مسائل مهمتر به حاشیه میروند؟
نکته جالبتر، تناقضی است که در رفتار بعضی از افراد دیده میشود. همان کسانی که گاهی با افتخار از آریایی بودن خود میگویند و فرهنگ عربی را بیگانه میدانند، ممکن است با اشتیاق فراوان به استقبال رسمهایی بروند که از فرهنگ دیگری آمدهاند. گویی پذیرفتن یک فرهنگ، زمانی ناپسند است که با پیشداوریهای ما سازگار نباشد و زمانی جذاب میشود که رنگ و بوی غربی داشته باشد.
شاید یکی از دلایل این استقبال، شیفتگی به فرهنگ غرب باشد؛ جایی که گاهی یک رسم خارجی، نه به خاطر معنای واقعیاش، بلکه صرفاً به دلیل خارجی بودن جذابیت پیدا میکند. گاهی هزینههای زیادی صرف میشود تا برای چند ساعت، ظاهری شبیه به سبک زندگی دیگری پیدا کنیم؛ بیآنکه حتی درباره ریشه و فلسفه آن رسم چیزی بدانیم.
البته علاقه به فرهنگهای دیگر بهخودیخود نه اشتباه است و نه قابل سرزنش. شناخت فرهنگهای مختلف میتواند دریچهای تازه به جهان باز کند. اما تفاوت بزرگی میان شناخت یک فرهنگ و تقلید بیفکرانه از آن وجود دارد.
شاید بهتر باشد پیش از آنکه نگران ترسناکترین گریم شب هالووین باشیم، کمی هم به این فکر کنیم که هویت فرهنگی ما کجاست. قرار نیست برای ایرانی بودن، تمام رسمهای دیگران را کنار بگذاریم؛ همانطور که قرار نیست برای مدرن بودن، خودمان را شبیه دیگران کنیم.
فرهنگ، لباسی نیست که هر سال با مد روز عوضش کنیم؛ فرهنگ ریشهای است که اگر آن را نشناسیم، دیر یا زود در میان تقلیدها گم خواهیم شد.
سارا اسدپور | پایه دهم
