نوروز بی بهار

هرسال قبل از عید در تکاپوی چیدن سفره هفت سین بودم. از هفته‌های قبل مدل دکورهای مختلف را به دقت وارسی می‌کردم و به جزئیات چیدنش دقت می‌کردم و آخر همه را کلافه می‌کردم.
چرا؟! چون یکسره باید شنونده‌ی ایده‌های مختلفم می‌بودند و آخر سر هم که پا به پای من بازار گل و بازار های مختلف را می‌آمدند تا آن چیزی که مدنظرم بود را پیدا کنم!
اما امسال دیگر خبری از هیچکدام این‌ها نبود..‌
هنوز هم دکور های ساده و زیبا اما غیرتجملاتیی را که دنبالش بودی برای جشنواره تئاترمان دارم. قرار بود بیایم و همه را نشانت بدهم و آخر سر یکی را انتخاب کنیم و کمک کنم که باهم سفره را بچینیم. ولی آن روز نیامد و تو هم نیامدی.
امسال اما دیگر خبری از آن دختر پیگیر نیست!
همه به من گوشزد می کنند که: <<نمیخوای برامون سفره بچینی؟ داره دیر میشه ها..!>>
اما من در خلسه‌ای از سکوت فرو می‌روم و بی‌اختیار اشک از چشمانم جاری می‌شود.
و دوباره یاد تو می‌افتم که کمکمان کردی دکور نیمه شعبان را بزنیم. صندلی‌ای را آورده بودم و بالای آن رفتی و می‌گفتی که از کدام رنگ گل های داوودی، یا کدام برگ سوزنی یا شمشاد را برایت بیاورم؟
الان فقط محتاج شنیدن یک صدا هستم.
صدایی که می گفت :<<حسنا! بجنب تا زود تمومش کنیم به بقیه کار ها هم برسیم...!>>
هردفعه که می‌پرسند دکور سفره‌مان چه شد همه مکالمه هایمان را در ذهنم مرور می‌کنم و آخرسرهم می‌گویم چشم، حالا که دیر نمی‌شود وقت زیاد است. اما آن‌ها هیچکدام نمی‌دانند من فقط منتظر صدا و نگاهی از تو هستم که به خودم بجنبم و مثل همان روز جشن؛ با تقلید از حرکات تو در زدن دکور و گل آرایی بی نقصت، گلهارا با دقت در اسفنجی که کامل خیس نخورده بود فرو کنم و تو برای اینکه مشتاقم کنی به ادامه دادن بگویی : <<آفرین! خیلی داره قشنگ میشه..!>> هنوز هم دلم می‌خواهد ریسه هارا از آن پشت دکور به میله آویزان کنم و تو موقع کار کردن نگاهم کنی.
اما حالا من مانده‌ام و سفره ی هفت سینی که هنوز چیده نشده‌است. 
 اما من می‌ترسم از اولین نوروز بدون تو٫ از اولین نوروزی که روز آخر مدرسه نبودی که دم در بایستی و علاوه بر چک کردن گیره‌های روسری‌هایمان، بهمان تبریک عید بگویی و ماهم با دلتنگی برایت و خوشحالی برای اتمام کلاس‌های درس بغلت کنیم و خداحافظی کنیم.
حالا من چه کنم با نوروزی که هرسال اولین پیام تبریکم به شما بود..؟

 

 

به قلم حسنا خدادی

۴
از ۵
۹ مشارکت کننده