اقیانوسی به وسعت آغوش مردان شجاع

 

بوی عطر مردانه‌ای که دیگر در خانه نخواهد پیچید. کفش‌هایی که دیگر کنار در جفت نخواهند شد و قدم‌هایی که دیگر روی فرش خانه نقش نخواهند بست.
سالی که بی‌صدای دعایش تحویل شد، و لباس سفیدی که دیگر در کمدش دیده نخواهد شد.
میخواهم از آخرین‌بار‌ها بگویم.
آخرین‌بارهایی که همیشه بی‌خبر می‌آیند؛  
مثل آخرین تماس، آخرین شب قدر، آخرین افطار و سحری، آخرین ماه رمضان، آخرین عید و آخرین نگاه‌هایی که کسی نمی‌دانست  
قرار است آخرین باشند....
اما گاهی پایان‌ها، آغازهایی روشن‌تر از همیشه می‌سازند.  
گاهی رفتن‌ها، رفتن نیستن بلکه به‌مانند تولدی دیگرند؛ تولد نام‌هایی که دیگر هرگز خاموش نمی‌شوند.
حال اما از چه بگویم؟  
از مردانی بگویم که در دل دریا ایستادند؟  
از نامی که بوی مقاومت می‌دهد؟  
یا از واژه‌ای که همیشه با خون معنا شده است؛  شهادت.
حال میخواهم از مردی روایت کنم که مانند امام هم‌نامش، تنها و بی‌هیاهو رفت.  
از رضا رک‌جان؛  
مردی که تنها آمد، تنها زیست و در سکوتی بزرگ به آسمان رسید.  
کسی که همه دارایی‌اش  یک پرچم بود و تمام آرزویش بالا ماندن همان پرچم.
می‌نویسم از کشتی‌ای که نامش با قلب ایران گره خورد؛ کشتی‌ای که در دل آب‌ها ایستاد و با خون جوانان و پدرانش دل یک سرزمین را سرخ‌تر کرد.
از موهای تیره‌ای که زیر آفتاب دریا می‌درخشید و در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز به رنگ سرخ درآمد.
تابوت‌ها شاید سبک باشند، اما نام‌هایی که در آن‌ها آرام گرفته‌اند، سنگین‌ترین واژه‌های تاریخ‌اند.  
هر تابوت، قلبی است که هنوز در سینه یک ملت می‌تپد.
جوانانی رفتند  و با رفتنشان مادرانی پرافتخار و پدرانی استوار ساختند.  
پدرانی که تا همیشه در دریای چشم دخترانشان زندگی خواهند کرد و در حافظه پسرانشان به قامت یک قهرمان خواهند ایستاد.
آنان که آتش را بر اقیانوس افروختند نمی‌دانستند این آتش در دل مردم شعله‌ورتر خواهد شد؛ و نورش دل‌های داغدار همسرانشان را گرم‌تر از همیشه خواهد کرد.
اقیانوس،  گاهی مهربان‌تر از خشکی است.  
در دل آب‌ها آغوشی هست که مردان شجاع را آرام می‌گیرد.
می‌گویند در آفرینش دریاها به هم می‌رسند و همدیگر را در آغوش می‌گیرند اما هرگز در هم گم نمی‌شوند.
اقیانوس نیز  شهیدان عاشق ایران را  در آغوش گرفته است؛  
*نه برای فراموشی، بلکه برای جاودانگی.*
و چه پایانی زیباتر از کلام خدا؟
«گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند.»
و شاید همین است راز آرامش دل‌ها؛ اینکه بدانیم نام بعضی انسان‌ها هرگز تمام نمی‌شود.
یادشان جاودان و نامشان برای همیشه در دل ایران خواهد ماند.

 

به قلم ضحی درودیان | پایه نهم

 

۵
از ۵
۴ مشارکت کننده